پرسیدم چطور زندگی کنم؟ با کمی مکث چنین گفت: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر با اعتماد زمان حال را بگذران بدون ترس برای آینده آماده شو ایمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای انداز شک هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن زندگی شگفت انگیز است اگر بدانی چطور زندگی کنی مهم نیست که زیبا باشی زیبا این است که مهم باشی حتی برای یک نفر کوچک باش و عاشق که عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه ی خاص تو با کسی موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن زلال باش زلال... وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود با سار ، پشت پنجره جایم عوض شود هی کار دست من بدهد چشم های تو هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود با بیت های سر زده از سمت توِ ناگهان حس می کنم که قافیه هایم عوض شود جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر با قاه قاه، خنده ی بی غم عوض شود سهراب، شعرهای من از دست می رود حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود حـوّای جا گرفته در این فکر رنج ِ تلخ انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد تن داده ام به این که بسوزم در آتشت حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم ! وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود... یا مقلب قلب ما در دست توست یا محول حال ما سر مست توست یا مدبر کن تو تدبیری که در لیل و نهار حال قلب ما شود همچون بهار ســـــــــــــــــــــــــــــال نو همگی مبارکــــــــــــــــــــــــ
| Design By : nightSelect.com |



